مریم رجوی در سالگرد حمله ی خمپاره ای به کمپ لیبرتی، سخنرانی مثل همیشه مبسوط وتوام با شعار دهی کرده است.
رسانه های رجوی بنقل ازاو گفته ونوشته اند:
” بهنام خدا، بهنام ایران و بهنام آزادی! -” میدانید که پایداری شما در هفت آبان در مقابل آن حمله موشکی، جامعه ایران را تکان داد: زندانیان سیاسی از زاهدان تا اوین و گوهردشت بههمدردی با شما برخاستند. جوانان ایران عکسهای شهیدان را در خیابانهای تعدادی از شهرها نصب کردند. دوستداران و هواداران مجاهدین با تظاهراتی در مقابل زندان اوین این حمله موشکی را محکوم کردند. در سطح بینالمللی از وزیر خارجه آمریکا و نخستوزیر بریتانیا تا دبیرکل ملل متحد و شمار زیادی از پارلمانترها، رهبران کلیسا و مدافعان حقوق بشر موضعگیری و اعتراض کردند. در حقیقت، از همین نقطه بود که طرح انتقال بزرگ. شتاب گرفت”.
اولا” خلق قهرمان” فراموش شده و با آوردن نام ایران وآزادی- که اینهمه توسط مریم ورجوی به آنها جور وتجاوز شده – چیزی جز سرشکستگی وبدنامی برای این دو واژه نمیآورید!
ثانیا زندانیان سیاسی ایران محدود به چند مرید چشم بسته وگوش بسته ی رجوی نیستند که روی سرمایه گذاری برکف صابون خود را گرفتار زندان کرده باشند!
ثالثا نحوه ی نصب ونمایش این نوع عکس ها اززبان یک جدا شده که زمانی درتهران این کارهای فوری وفوتی را تنها بمدت زمان گرفتن یک عکس انجام میداد، شنیده وغیر جدی بودنش را باور داریم.
چیزی است شبیه ناسزا گفتن درزیر زبان!
رابعا، رسم براین است که همه این نوع حوادث را- حتی زمانی که کار کار خودشان باشد- محکوم میکنند وازاین محکوم کردن ها عایدی شامل کسی حتی باند رجوی نمیشود!
خامسا، این انتقال با نهایت کار شکنی خود مریم خانم رجوی مواجه بود وتنها با فشار جانفرسای اعضای خانواده ی های دخیل و مصالح دولت عراق ممکن وبر مریم ومسعود تحمیل شد که افتخاری نمیآفریند!
درقسمت دیگر این سخنرانی مریم خانم آمده است:
” بله، شما حرف نویی دارید که پیام غایی تاریخ است؛ شما حرف نویی دارید که قلب مسأله رهایی و آزادی بشریت در زنجیر است. شما برخاستهاید برای گسستن زنجیرهای ازخودبیگانگی، برخاستهاید برای شکستن زنجیرهای تنهایی و اسارت انسان”.
کار شما زن وشوهر، زندانی کردن وسلب اختیارات کامل از اسرایتان بود!
برهم زدن کانون خانواده ومحروم کردن اعضای سازمان ازاستفاده ازحقوق شهروندی شان، ازدست دادن اجباری حق ازدواج و حضانت فرزندان، قطع رابطه ی کامل با اعضای خانواده وبا جامعه ومیهن، اساس کار باند رجوی بود وهست و آیا این کارها حامل حرف های نو هستند یا برعکس نشانگر یک عقبگرد چند هزار ساله ی تاریخی میباشند که با کارهای مکمل خاص رجوی درهم آمیخته ومعجونی ضد بشری وغیر قابل تصور انسان قرن 21 را ساخته است؟!
آیا دادن تمام اختیارات زندگی مادی ومعنوی به شخص رجوی وازدست دادن شخصیت فردی (تفکر، عزت نفس وگرفتن سر رشته ی زندگی بدست خود)، عین خود بیگانگی نیست ویا هست؟
آیا این حرف ها چیزی جز فرار بجلوی مریم خانم را ثابت میکند؟
درادامه:
” { خامنهای} برای خارج کردن رژیمش از بحران فرساینده کنونی فقط و فقط یک راهحل داشت و آن انهدام مجاهدین بود. بنابراین درست هشت روز بعد از آن که توافق برجام را خودش بهطور رسمی و علنی تأیید کرد، در هفت آبان موشکهایش را بهلیبرتی سرازیر کرد”.
ازآنجا که انهدام تعدادی اسیرنگون بخت رجوی، هیچ معضل اجتماعی- اقتصادی حکومت ایران را حل نمیکند، ادعای یاد شده ی مریم خانم مضحک بنظر می رسد!
موضوع مهمتر اینکه شما درمورد برجام ونتایج آن که کم وبیش بر مردم روشن است، تاکنون موضع ثابت و قابل بحثی نداشته اید و طرح این مسئله دراینجا، غیر قابل بحث وگفتگوست!
ونیز:
” خامنهای و باندهای رژیم در این توهم سیر میکردند که با تندادن بهعقبنشینی اتمی، رژیمشان حداقل از نظر اقتصادی نجات پیدا میکند، اما این محاسبه هم غلط بود زیرا هرقدر هم که آمریکا و سایر دولتهای غرب امتیاز و ارفاق برای این رژیم قائل شوند، فایدهیی ندارد”.
دراینجا میخواهم سورپرایزی را نشان داده و قسمتی از سخنان مریم دایر بر بی فایده بودن یا اقلا تعیین کننده نبودن ارفاقات؟! اروپا وآمریکا برایران را بپذیرم!
اما مشکل دراینجاست که هیچ کشوری بدون داشتن سود متقابل به دیگری ارفاقی نمیکند وبنابراین باید اذعان کرد که مشکلات ما با ارفاق و…، حل شدنی نیست وراه علاج ما در رفع مشکلاتمان، رفتن بسوی تولیدصنعتی همگرا با کشاورزی خودکفا میباشد و مسلما این ضرورت را سران کشور بارها قبل ازمن میدانند وتوقع ندارند که دیگران که دیناری را درهوا شکار میکنند، بما ارفاق کنند که آنقدر سودمند باشد که مشکلات عقب ماندگی، اشتغال و معیشتی ما را حل کنند!!
وایضا:
“در سوریه نیز رژیم آخوندی، دست در دست بشار اسد، بزرگترین جنایت قرن را مرتکب شده و تا به حال دهها میلیارد دلار اموال مردم محروم ایران را به تنور این جنگ ضد بشری ریخت. با این حال این جنگ به باتلاق مهلکی برای نظام ولایت فقیه تبدیل شده و در مقابل مقاومت قهرمانانه و تاریخی مردم این کشور در بنبستی قرارگرفته که راه خروجی برایش متصور نیست”.
حتی ترامپ که اینقدر باو دخیل بسته اید، حضور ایران درسوریه را در راستای مبارزه با تروریزم میدانست وبعدها که منافع نیم درصدی های آمریکا را در ایراد اتهام به ایران ارزیابی کرد، دست به فریبکاری ودروغ بافی زد!
مسبب جنایات انجام شده در سوریه گروه های تکفیری دست نشانده ی آمریکا بوده و بزرگترین جنایات قرن در کره وبدست آمریکا اتفاق افتاده که طی آن نزدیک سه میلیون نفر ازمردم کره قتل عام شدند و بزرگتر از آن درویتنام.
فعلا آمریکا به رکوردهای آدم کشی خود در ویتنام، لائس، کامبوج، اندونزی و…، در سوریه دست نیافته است!
همچنین:
“… با این نیرو با این عشق و با این ایمان و این پرداخت و هر بار با مسعود تجدید عهد کردید کسی که در تمام این ۱۴ سال برای عبور دادن مجاهدین از این اوضاع بغرنج، رنجها و تهمتها و داغ و فراقهای بسیار را تحمل کرد”.
این عهدی زورکی بود و شما دلیلی برای ثبوت رنج ومحنتی که مسعود دراین عرصه تحمل کرده، نمیتوانید ارائه دهید الا بگویید که بموازات فقر ومسکنت اسرایش، همراه شما زندگی شاهانه ای را تجربه کرده است!
و در سرانجام کار:
” تکیه گاه بزرگ همه ما مسعود است پس میتوان و باید و مطمئنم که میتوانیم بهعهد بزرگ خود با مسعود و هم چنین با مردم ایران جامه عمل بپوشانیم”.
اگر مسعود وجود دارد، چرا به صورت معشوق سیاسی تان – ترکی الفیصل – تف نکردید که اورا مرحوم نمود؟!
آیا در مقابل همه چیزی که به مسعود دادید و جرات اعلام رسمی زنده ومرده بودن او را ندارید، بازهم احساس بدهکاری میکنید؟!
آیا بازهم چیزی مانده که تقدیم مسعود نکنید؟!
این چیز اسرار امیز چیست؟!
صابر