ضمن تبریک و ابراز خوشحالی بی حد و حصر از بازگشت آقای میرزایی به آغوش وطن و عرض شاد باش به همسر سخت کوش ایشان که در راه رهایی دوشا دوش آقای میرزایی سختی ها و مشقات فراوان را متحمل شدند تا امروز حلاوت و شیرینی آزادی مزه ای صد چندان برای هر دوی آنها و خانواده ی ایشان داشته باشد.
نه تنها من بلکه همه خانواده هایی که سختی ها و رنج های سفر به عراق را بیاد دارند حتما فریادهای خانم میرزایی پشت سیم خاردارهای اشرف و دیوارهای سر به فلک کشیده لیبرتی را نیز بخوبی به یاد دارند.
حاشا به اینهمه غیرت و حمیت .
صبر و تحمل این سختی ها و رنج هایی که همه خانواده ها بدان آگاه و واقفند فقط یاد آور این آیه زیبا از قران است:
” إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا”
اما وقتی فرقه نسبت به موضوعی از خود عکس العملی بروز می دهد مبین اهمیت موضوع است. واکنش جنون آمیز و از سر استیصال فرقه در خصوص رهایی و آزادی آقای میرزایی را همه دیدیم و شاهد بودیم و بارزترین و همیشگی ترین عکس العمل فرقه کما فی السابق متهم کردن فرد بریده به مزدور وزارت اطلاعات ، اتهامی که از اولین فرد بریده تا آخرین نفر همه مشمول آن خواهند بود و به کار بردن الفاظ زشت است . الفاظی که بیش از هرکس خودشان لایق و شایسته آن هستند . (البته جواب این واکنش را خود آقای میرزایی بنحو مطلوب خواهند داد).
ولی تمام این رفتار فرقه در خصوص آزادی و رهایی میرزایی و میرزایی های دیگر دو وجه دارد:
1- اول اینکه مریم فکر نمی کرد با چنان تسلطی که بر اسیران در بند و برده های خویش دارد آنها اینگونه خود را به آب و آتش بزنند تا از تارهای عنکبوتی او خود را رها کنند.
2- و دلیل دوم که بر اولی اولاست پیروزی خانواده ها در این کارزار است . بار دیگر خانواده ها اراده پولادین خویش را در راه رهایی عزیزان در بند به رخ مریم و فرقه اش کشاندند.
اما این سخن خطاب به سران فرقه است که :
” این رهایی ، پوچی و پوشالی بودن شما و تشکیلاتتان را ثابت می کند که نتوانستید آقای میرزایی را بعد از سی و چند سال بودن در این تشکیلات فرقه ای نگه دارید و او در این سیاه چال ظلمانی راه رهایی را پیدا میکند و به آغوش خانواده باز می گردد. ”
به امید رهایی همه اسیران در بند