پیام حسن شرقی برای اعضای حاضر در کمپ مانز

زندگی شیرین است و دوست داشتنی

سلام به تمام دوستانم. من حسن شرقی متولد 20 خرداد 1333 هستم.

در یکم مهر 1359 در سومار اسیر نیروهای عراقی شدم و با فریب و نیرنگ در خرداد سال 1368 به اردوگاه کار اجباری فرقه تروریستی رجوی منتقل شدم.

بعد از 24 سال تحمل مناسبات غیر انسانی تشکیلات رجوی، بالاخره در اواخر سال 1391 توانستم از اسارتگاه رجوی فرار کنم و به هتل عراقی بروم. بعداز حدود 2 ماه به ایران بازگشتم و زندگی را از نو آغاز کردم.

دوستان عزیزم. خیلی از شماها مرا می شناسید. 24 سال کنار شماها بودم. کنار هم زجر کشیدیم و بیگاری کردیم و تحت فشار بودیم.

دوستان عزیزم. روی صحبتم با شماهایی است که همچنان گرفتار مناسبات سازمان هستید!

جسارتاً از شما سوالی داشتم.

واقعاً دارید چکار می کنید؟! چرا عمر باقی مانده خود را به هیچ و پوچ از بین میبرید!؟ بخاطر چه کسی و بخاطر چی !؟
چرا یک لحظه درست و حسابی فکر نمی کنید!؟ در این سالها کمرتان زیر بار دروغ و کار سخت اجباری شکست ولی همچنان سرتان را کرده اید زیر برف و فکر میکنید در آن پستوها چه خبر است!

دوستان عزیزم باور کنید تا زمانی که تحت ستم سران فرقه ستیزه جوی رجوی هستید هیچ هستید مگر اینکه جدا شده و فاصله بگیرید و آنگاه هر کدام یک شخصیت حقیقی خواهید گرفت.

من شرایط شما را درک می کنم . من هم این روزها را از سر گذرانده ام. اما باور کنید هیچ وقت دیر نیست. یک تصمیم قاطع بگیرید، اراده کنید و خودتان را از زیر بار این همه شکنجه های روحی و جسمی نجات بدهید و رها کنید.

شب‌های جمعه یک فیلم سینمایی سانسور شده و یک پیش دستی تخمه آفتابگردان و شام دو عدد کتلت به شما میدهند یا سالی یک دست لباس یا شام و ناهار و صبحانه کوفتی. در عوض صبح تا غروب کار و کار و کار بعد هم نشست‌های متعدد و توهین و اهانت. آخر چرا !؟

دوستان سال 90 و 91 یادتان هست به تحریک رجوی ها، عراقیها ریختند در اشرف چقدر از دوستان شما را کشتند. شک ندارم و شک نکنید همان حمله از طرف نیروهای آلبانی در انتظار شما هست. برای سران فرقه مهم نیست در یک کلام میگویند شهید دادیم با چه هدف و چه راهی معلوم نیست البته برایم معلوم است برای بقای خفیف و خائنانه خودشان..

دوستان خواهش دارم چند دقیقه بنشینید واقعاً برای آینده خودتان فکر بکنید که چه باید بکنید.

زندگی واقعی کنار خانواده هایتان معنا پیدا می کند. زندگی واقعی زمانی معنا پیدا می کند که شما به عنوان افراد مستقل، اراده و اختیار و قدرت انتخاب داشته باشید. اراده کنید و قدم در راه آزادی بگذارید.

با احترام

دوست دار شما – حسن شرقی چلکی

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا