
“به نام خدا
سلام ، ناهید عزیزم…
آرزومندم که سلامت باشی و سلامی به مهری و محمود ، فرزندان دلبندم ، ناهید سوم اسفند سال روز تولدت است و چه زیبا بود که دور هم بودیم. افسوس که از بد روزگار محروم از دیدارتان هستم. ابتدائی ترین حق هر انسان خصوصا مادر دیدار فرزندان است. نمی دانم حق دیدار و ملاقات حتی به جانی ترین خلافکاران و مجرمان اولین حق هر زندانی است، چرا سران تشکیلات شما این حق انسانی را از ما خانواده ها دریغ می کنند؟ می ترسم حسرت دیدار شما به دلم بماند و آرزوی ملاقات شما را به گور ببرم. ظلمی است که فرقه ی شما به خانواده ها می کند و هم چنین به خود شماها، به امید رهائی شما از زندان اوهام و خیالات ، تولدت را از راه دور تبریک گفته ، از روی ماهت می بوسم و نیز مهری و محمود را ، سلام مرا به آنها نیز برسان.
مادر پیر و مریض تان ، حمائل غنی زاده”

سالهاست این مادر سالمند و بیمار، در هر سالروز تولد سه فرزندش به سختی دفتر انجمن را پیدا کرده و دست نوشته ای تسلیم می کند، به این امید که فرزندانش موفق شوند آنرا بخوانند.
به راستی کدام عقل سلیم و انسان منطقی، در برابر این احساسات پاک مادرانه، نمی شکند و سر تسلیم فرود نمی آورد، این نامه ی از دل برآمده، نه سیاسی است و نه حکومتی! یک نامه ی ساده و تبریک تولد است، اما همین هم در فرقه ی رجوی و از منظر رهبران آن، جرمی نابخشودنی است. امید دارم، فرماندهان سنگدل مجاهدین از سوی فرزندان این مادر، شده حتی از تلویزیون سیمای باصطلاح آزادی اش، جوابیه ای به این مادر بدهند. تا در روز قیامت، قدری روسفید باشند که درخواست این مادر را بی جواب نگذاشتند. مقام مادر بسیار والاست، بهشت زیر پای مادران است. یعنی رسیدن به آخرین مرحله کمال انسانی با جلب رضای مادر تامین میشود.
خانم مریم رجوی ، در آن 10 ماده ی پوشالی شما، آیا حقی برای یک مادر سالمند و پیر در نظر گرفته نشده است؟
محمد رضا مبین