خاطره ای از اظهارات دوگانه مسعود رجوی درباره خلق ایران

در مقر اشرف مشغول بیگاری یومیه بودیم که رقیه عباسی همه را در سالن غذا خوری مرکز جمع و اعلام کرد که برای نشست رهبری به مقر باقرزاده می رویم. این مقر در غرب بغداد و در نقطه حساس نظامی و امنیتی ارتش عراق قرار داشت و رجوی اکثر نشست های جمعی را به دلیل وجود امنیت بالا در این محل برگزار می کرد. نشست های مخوف طعمه نیز در همین مکان برگزار شده بود.

وقتی وارد سالن شدیم مسعود رجوی طبق معمول شروع به خواندن آیات قرآن کرد و تفسیر آن را به مردم ایران ربط داد. او بدون رعایت تشریفات که همیشه سعی در حفظ آن داشت بی پرده خطاب به جمع حاضر گفت: اگر می بینید من در مقابل دوربین ها تمام سخنرانی هایم و نوشتارها را به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران آغاز می کنم فقط برای رعایت تشریفات است؛ در واقع چنین نیست و مردم ایران بی غیرت و ناسپاس هستند. چرا آنها هر روز به خیابان ها نمی ریزند و در دفاع از مجاهدین خلق حاضر به دادن بها نیستند.

این اظهارات شخص مسعود رجوی در مقر باقرزاده بود که به لسان خود در خصوص مردم شریف ایران بیان کرد. در حقیقت رجوی با این حرف ها مرز بین خلق و ضد خلق را ترسیم کرد و اظهارات او موجب تعجب تمامی حاضرین در سالن نشست باقر زاده شد و تا مدتها تبدیل به بحث جنجالی در محافل مخفی اعضای گرفتار گردید.

رجوی شرط احترام به مردم ایران را دادن بها بخاطر مجاهدین مطرح کرد و این دقیقا ذات واقعی و معامله گر او را ابتدا برای اعضای گروه و سپس برای مردم ایران علنی کرد. اگر بخواهیم اظهارات او را به زبان ساده تفسیر کنیم باید گفت: مسعود رجوی بنا به غریزه خود دوستی، همواره مایل بود تا در قلوب دیگران نفوذ کرده و نزد آنها قدر و منزلتی داشته باشد بدلیل این خود شیفتگی هرگز دوست نداشت مورد نکوهش و مذمت دیگران به ویژه مردم ایران قرار گیرد. اما در مسیر حرکت غلط او که بر گرفته از اقدامات دو گانه و عواملی مانند احساس حقارت درونی و فقدان جایگاه و موقعیت اجتماعی، خود‌ کم‌‌ بینی و حسادت و غیره از مسیر طبیعی خود خارج شد و با ریا و تزویر، دروغ، نفاق و دورویی، گرایشی ضد اخلاقی و ضد خلق بر خود گرفت. یکی از بارز ترین ویژگی های رهبر مجاهدین خلق نفاق و دورویی و عادت‌های بسیار زشتی است که وی را از دیگر جنایتکاران و رهبران فاسد متمایز کرده است . این صفات زشت و زننده مسعود رجوی نه تنها نزد مردم جایگاه و اعتبار خود را از دست داده است بلکه نزد خداوند نیز هیچ آبرویی ندارد و خسر الدنیا و الاخره است.

صمد اسکندری

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا