ماهیت درونی فرقه رجوی و اقدامات علنی آنها عبارت است از: تکبر و غرور، خشم و ترور، شهوت، طمع، حسد و خیانت، شکم پرستی و حرام خواری، تنبلی و یأس. که در سی خرداد سال 1360 با آتش و تیرباران خلق انقلابی، این ماهیت درونی و انحرافی فرقه رجوی علنی شد. پس از کشتار مردم عادی تصمیم به ترور دولتمردان گرفته شد و فاجعۀ هفتم تیرماه بدست عوامل نفوذی فرقه رقم خورد.
حادثه تروریستی هفت تیر ماه سال 60 در دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت دکتر سید محمد حسین بهشتی و برخی از نفرات این حزب که مسئولیت های عالی در جمهوری اسلامی داشتند از جمله اقدام های” خشم وترور” بود که شخص رجوی به آن اعتراف نمود و این گناه بزرگ نابخشوده که همان حادثه هفتم تیرماه بود را”خشم خلق” نامگذاری میکرد.
البته لازم به توضیح است که رجوی مدعی بود سازمانش جریانی ضد امپریالیسم وتنها نیرویی است که استقلال کشور را محقق میسازد و حتی جمهوری اسلامی را متهم میکرد که در نهایت وابسته به امپریالیسم خواهد شد و با همین بهانه افرادی را جذب میکرد و حتی در سال 60 مسئولیت انفجار و حادثه هفتم تیرماه را به عهده نگرفت و این ملاحظات داخلی بوده چرا که هنوز افرادی مانیپوله و مغزشویی نشده بودند و رجوی آن ها را آماده میکرد. اما سال 1382 درقرارگاه اشرف سابق، ترورهای هفتم تیر و هفتم شهریور سال های1360 و 1362 را از افتخارات سازمان و فرقۀ منحوس خود نام برد.
معمولا فرقه ها برای رسیدن به اهداف پلید خود این گناه ها را در ذهن اعضای خود مانیپوله و با سوء استفاده از مذهب و برداشت وارونه از آن شستشوی مغزی میدهند و برای کسب منافع و حفظ قدرت از آن بهره برداری می کنند و از این گناه ها عبور مینمایند. سازمان موسوم به مجاهدین خلق که همان فرقۀ رجوی است از جمله این فرقه ها ست که میتوان با شهامت گفت در نوع خود پیچیده ترین و مخرب ترین فرقۀ قرن حاضرو هزاره سوم است که با” تکبر و غرور” اقدام به” ترور” مینماید.
بیژن