دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با مادر غلامعلی ساجدی فر

به او بگویید غلامعلی مادرت چشم انتظار تو است

مورخه یک اسفند 1403 اعضای انجمن نجات خوزستان با مادر رنج دیده غلامعلی ساجدی فر از اعضای گرفتار در فرقه رجوی در منزلش واقع در منطقه مهرشهر دزفول دیدار کردند.
مادر و خانواده غلامعلی ساجدی فر سالهاست که جهت پیگیری وضعیت غلامعلی و یا کسب خبری از او با انجمن نجات خوزستان ارتباط می گیرند. مادر غلامعلی در هر تماسی که با انجمن نجات خوزستان می گیرد با چشمانی اشکبار و در حالی که بغض گلویش را گرفته از اعضای انجمن با التماس سئوال می کند آیا خبری از فرزندم غلامعلی نشده؟ آیا عمرم به دنیا می ماند تا بتوانم او را ببینم؟ چرا او با من تماس نمی گیرد تا صدایش را بشنوم و به او بگویم عزیز دلم، پاره تنم هر چند تو در این سالها مادرت را بی خبر از خودت گذاشتی اما من هنوز تو را دوست دارم. خواهش می کنم زنگ بزن تا حداقل صدایت را بشنوم. برگرد تا یکبار دیگر تو را در آغوش بگیرم و بعد از آن اگر از دنیا رفتم ایرادی ندارد.

این مادر دردمند طی این سال ها پیام های ویدئویی خطاب به ارگانهای حقوق بشری فرستاده و از آنها برای نجات فرزندش و بازگرداندن او نزد خودش استمداد طلبیده اما متاسفانه گوش شنوایی نبوده تا التماس های این مادر را اجابت کند و اما از طرف دیگر سرکردگان منفور و جنایتکار فرقه رجوی آنقدر بی رحم و سنگدل هستند که حتی یکبار هم اجازه ندادند غلامعلی به مادر و خانواده اش زنگ بزند و این همان سازمانی است که برای بزک کردن چهره خود در فضای خارج از کشور به دروغ مدعی حمایت از حقوق بشر است.

در سفری که اعضای انجمن نجات خوزستان به شهر دزفول داشتند به دیدار این مادر دردمند رفتند. بعد از ورود اعضای انجمن به منزل مادر ساجدی او بسیار خوشحال شد و با لهجه شیرین دزفولی و در حالی که بغض گلویش را گرفته بود گفت از اینکه شما را بعد از مدت ها می بینم بسیار خوشحالم و قوت قلب گرفتم چون انگار پسرم غلامعلی را دیدم وی درحالیکه اشک از گوشه چشمانش می ریخت ادامه داد هر روز به درگاه خدا دعا می کنم و می گویم خدایا اگر صلاح می بینی اجازه بده چند صباحی دیگر زنده بمانم تا بتوانم یکبار دیگر فرزندم غلامعلی را ببینم و یا اینکه حداقل صدایش را بشنوم.

اعضای انجمن خوزستان که از صحبت های دردآلود این مادر به شدت متاثر شده بودند کاری جز اینکه با صحبت های امیدوار کننده به او دلداری بدهند نداشتند.

مسئول انجمن نجات به مادر غلامعلی گفت: هر بار که پای صحبت ها و درد دل های شما و بقیه مادرانی که فرزندانشان در اسارت رجوی هستند می نشینیم به شدت متاثر می شویم چون می دانیم مادران خودمان هم مثل شما چشم انتظار دیدار با ما بودند. به همین خاطر از روز اول بازگشتمان به وطن سعی کردیم در مسیر رهایی فرزند شما و دیگر دوستان سابق خودمان که در اسارت رجوی هستند قدم برداریم و امیدواریم با ادامه حمایت ها و دعای خیر شما مادران عزیز هر چه زودتر آزادی فرزند شما و بقیه از اسارت فرقه رجوی رقم بخورد.

مادر دردمند غلامعلی ساجدی فر در پایان گفت من از شما و همه کسانی که در انجمن نجات برای نجات فرزند من تلاش می کنند تشکر می کنم و امیدوارم که هر آنچه از خدا بخواهید برآورده شود. اما خواهش دارم هرطور شده صدای مرا به هرطریقی به گوش پسرم غلامعلی برسانید، به او بگوئید غلامعلی مادرت چشم انتظارت هست هرطور شده برگرد تا تو را دوباره ببیند.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا