
مروری بر مواضع سازمان مجاهدین خلق ، نشان می دهد که رهبران این فرقه چقدر از واقعیت های موجود خود تلاش می کنند دور بمانند، اما غافل از اینکه حقیقت همیشه راه خود را باز خواهد کرد.
در این نوشتار سعی می گردد با ذکر دقیق یکی از این موضع گیریهای ضداطلاعات ارتش رجوی(ضاد) به واکاوی این موضوع بپردازیم، تا بر خوانندگان عزیز بیشتر مشخص شود که ادعاهای این فرقه تا چه حدی پوچ و واهی و به دور از واقعیت است.
عینا از سایت کذاب “ایران افشاگر” نقل می کنم:
” رژیم آخوندی با هیولا ساختن از اپوزیسیون مشروعش میخواهد، هم سرکوب و اختناق در داخل را توجیه کند و هم یگانه آلترناتیو مؤثر این رژیم را بیاعتبار کند. بیاعتبار کردن مقاومت و مجاهدین باعث میشود که سازش با رژیم برای کشورهای غربی مشروع جلوه داده شود. این همان آبشخور سیلی از اتهامهاست که طی سالیان نثار مقاومت ایران و مجاهدین شده است. اتهاماتی از قبیل سکت، شخصیت پرستی، داشتن اعتقادات التقاطی مارکسیست اسلامی، زندانی و شکنجه کردن ناراضیان، طلاق اجباری و جدا کردن کودکان از والدین، وابستگی به رژیم سابق عراق و شرکت در سرکوب کردها و شیعیان عراق و.. دروغهای مبتذلی است که در دو دهه گذشته توسط آخوندها برای سرکوب یک مقاومت مشروع سرهمبندی شده است.”
که دشمن به پای خود آمد به گور …
آفتاب آمد دلیل آفتاب …
در مورد افشای جنایات حقوق بشری سازمان مجاهدین خلق و یا همان فرقه ی ضدبشری و قرون وسطائی رجوی، نیاز به تلاش های زیادی نیست ، چرا که خود این سازمان بعضا دست به افشاگری علیه خود می زند و زحمت ما را کم می کند.
اتهاماتی که این سازمان سعی دارد خود را از آنها مبری کند، 7 مورد را اینجا ذکر کرده است، که به هر کدام در حد چند جمله می پردازم:
1- سکت: دربهای خروج بسته است، ارتباط با خانواده ممنوع است، ارتباط با دنیای آزاد ممنوع است، شستشوی مغزی با اهرم های عملیات جاری و غسل هفتگی هر روز در این سازمان جاری و ساری است.( اگر این رفتارها سکتاریستی نیست پس چیست؟).
2- شخصیت پرستی: جلوی عکس مسعود و مریم باید ایستاد و سوت و کف زد، تنها کسی است که نه “جیم” دارد و نه “ف”، جیم یعنی عاری از موارد جنسی است، ف هم یعنی فردیت فروبرنده ندارد،هرگز هم اشتباه نمی کند و عکس های بزرگ او در همه ی مکان ها نصب است. هیچ کس حق انتقاد به او را ندارد.(شخصیت پرستی و کیش شخصیت که شاخ و دم نمی خواهد).
3- داشتن اعتقادات التقاطی مارکسیست اسلامی : گروهی به مکتبی التقاطی گراییدند که بخشی از اصول کمونیسم را با برخی از مبانی اگزیستانسیالیسم ترکیب کرده و حاصل آن را با مفاهیم و ارزشها و اصطلاحات خاص فرهنگ اسلامی درآمیختند. آنان مکتب اصیل و ناب اسلام را تنها آن میدانستند، این جریان فکری قرآن را با حفظ پوشش ظاهری الفاظ آن، تحریف کرده و تفسیری مادی که خود نوعی تفسیر به رأی بود را ایدئولوژی خود می دانست، سازمان مجاهدین خلق سردمدار این تفکرات است.(این مورد را هم من نمی گویم تاریخ ایران می گوید).
4- زندانی و شکنجه کردن ناراضیان : بیش از 70 درصد از اعضای سازمان ، طی پروسه های مختلف، زندانی و بشدت شکنجه شدند، عده ای هم سربه نیست شدند و در اثر فشارهای زندان های 11 گانه ی رجوی در عراق دست به خودزنی و خودکشی و خودسوزی زدند که اسناد متقن آن در خاطرات اعضای جداشده قابل دسترسی است. این همه در حالی است که هرگز سران سازمان و رهبران دیکتاتور آن به این مهم معترف نبودند، زندانها و قرنطینه های سازمان در هر پادگان و مرکزی و پایگاهی جزو لاینفک این مراکز بوده اند. گزارش دیده بان حقوق بشر نیز سندی انکار ناپذیر از شکنجه و زندانی شدن اعضای سازمان دارد.( این مورد دیگر اظهر من الشمس است).
5- طلاق اجباری و جداکردن کودکان از والدین: بصورت کاملا رسمی و علنی این مورد در سازمان اعلام شده است و سرکوب گسترده در این مورد همیشه و بصورت مستمر جزو قوانین داخلی این تشکیلات بوده است.( انقلاب ایدئولوژیک سازمان و شخص مریم رجوی مسئول اجرای این قوانین ضدانسانی بوده است).
6- وابستگی به رژیم سابق عراق : ملاقات های مسعود رجوی با صاحبخانه صدام حسین گواه علنی این وابستگی بوده و افسران عراقی همیشه در داخل قرارگاهها مجری این وابستگی مفرط بودند. تانکها و تجهیزات نظامی عراقی تحویلی به مسعود رجوی در تمام مقرها موجود بود و افسران عارفی( عراقی ) همواره برای ما اعضای سازمان کلاس های آموزشی دایر می کردند، بدون اجازه ی عراقی ها ، سازمان حق خوردن آب را هم نداشت.( سازمان هرگز استقلالی نداشته است و کاملا دم و دنبالچه ی عراقی ها بوده است).
7- شرکت در سرکوب کردها و شیعیان عراق : سازمان با دستور مستقیم رجوی در جریان سرکوب خونین انتفاضه شیعیان عراق شرکت کرد. در سرکوب مبارزات مسلحانه کردها در شمال عراق سازمان بخشی از نیروی نظامی حزب بعث محسوب می شد. هرجا صدام نیاز به نیروی نظامی و سرکوبگر برای برخورد با شورش های مردمی و جنبش های آزادی بخش مردم عراق داشت می توانست کاملا روی سازمان حساب کند. سازمان مجاهدین خلق با حمایت توپخانهای ارتش عراق به شهرهای خالص، جلولا، بعقوبه و خانقین حمله کردهاست و طی عملیاتی موسوم به مرواید در سرکوب نقش مستقیم داشته است. طبق اذعان وزارت امور خارجه ایالات متحده و گروه روابط خارجی مجلس استرالیا، سازمان مجاهدین خلق ایران که توسط صدام حسین در عراق پناه گرفته بود، به گارد جمهوری در سرکوب وحشیانه خیزش شعبانیه کمک شایان کرده است. ( مردم عراق به همین دلایل همیشه مواضعی بسیار سخت علیه سازمان مجاهدین داشته و دارند).
امروز که سالها از عم رننگین سازمان وطن فروش مجاهدین خلق می گذرد، دیگر کمتر کسی است که از عمق جنایات این هیولای هفت سر ، مطلع نباشد. جداشدگان از این سازمان در سازمانی مردم نهاد با عنوان انجمن نجات، همواره سعی دارند ، زوایای پنهان این هیولا را بیشتر آشکار سازند و دفتر انجمن نجات آلبانی در مجاورت مقر اشرف 3 این سازمان در روستای مانز، از جمله دفاتر فعال این انجمن است که با ریسک پذیری بالا، از هر امکانی برای نجات سایر اعضای گرفتار در اشرف 3 تلاش می کند ، همچنین اصلی ترین تلاش این انجمن بر این است که امکان ملاقات اسرای دربند اشرف 3 را با خانواده هایشان هموار سازد، برای تمامی دوستانم در خانواده ی بزرگ انجمن نجات ، آرزوی موفقیت و کامیابی در مسیر انجام وظائف انسان دوستانه و حقوق بشری شان را دارم .
محمد رضا مبین