
در قسمت قبل به چگونگی عملیات فروغ جاویدان پرداخته شد. بسیاری از اعضای شرکت کننده در این عملیات فاقد تجربه نظامی و کار با سلاح بودند. و حتی قواعد ساده شلیک را هم نمی دانستند. تعدادی از اعضا که از کشورهای اروپایی برای این عملیات بسیج شده بودند و در آخرین روزها وارد قرارگاه اشرف شدند.
مریم قجرعضدانلو در جریان همین نشست جمعبندی خطاب به اعضا گفت، شما به اندازه کامل خالص نبودید و به همین دلیل لیاقت پیروزی را نداشتید! وی تاکید کرد رهبری هر آنچه می توانست برای پیروزی عملیات انجام داد ولی شما به اوخیانت کردید. چون ذهن شما در صحنه عملیات درگیر و آلوده به عشق همسر و خانواده و تلاش برای زنده برگشتن به میان آنها بود. شما تمام عیار و خالصانه و فدایی وار نجنگیدید.
این صحبت و تحلیل مریم قجر در شرایطی عنوان میشد که اکثریت اعضا در مدت زمان آماده سازی عملیات از خانه و خانواده دل کنده و تمام وقت خود را به صورت شبانه روزی صرف آمادگی برای عملیات کرده بودند. تعداد زیادی از آنها به همراه همسر و یا خواهران و برادرانشان در عملیات جان باخته بودند.
بعد از اتمام نشست اعضا به مقرها و مراکز خود برگشتند تا بحث های نشست را هر چه بیشتر در درون تعمیق دهند و به این سوال پاسخ بدهند که چرا نتوانسته اند از تنگه عبور و رژیم را سرنگون کنند؟!
البته پاسخ به این سوال از قبل توسط رجوی به فرماندهان ابلاغ شده بود. براساس توصیه رجوی اعضا می بایست اعتراف می کردند که به رجوی خیانت کرده اند. مریم قجر حتی یک گام جلوتر رفت و گفت حتی آنهایی که در صحنه عملیات کشته شده اند انگیزه فردی داشتند نه عشق به رجوی! از این نقطه به بعد نشست های موسوم به مرحله دوم انقلاب ایدئولوژیک در مناسبات شروع شد.
فلسفه چرایی، پیدایش و فرجام انقلاب ایدئولوژیکی درونی مجاهدین خلق
انقلاب ایدئولوژیکی درونی مجاهدین خلق به مجموعه تحولاتی گفته میشود که از سال 1364 در سازمان مجاهدین خلق آغاز شد. مسعود رجوی رهبر سازمان هدف از شکل گیری و ضرورت آن را این چنین بیان می کند. سازمان در یک جمع بندی به این نتیجه رسید که میزان حضور تشکیلاتی زنان در سطوح فرماندهی و مدار مسئولیت با نقش موثری که آنها در سازمان ایفا کرده اند یکسان نیست و دلیل آن هم این است که عنصر زن ستیزی در مناسبات تشکیلاتی وجود دارد. وی برهمین اساس از مریم قجر به عنوان یکی از زنان برجسته بعد از اشرف ربیعی همسر سابق خودش نام برد و وی را به عنوان همردیف خود معرفی کرد. رجوی در گام بعد با طرح مسئله محرمیت و یگانگی در نقطه رهبری مریم را که تا قبل از آن همسر مهدی ابریشم چی بود به عقد ازدواج خود درآورد.
رجوی طلاق مریم از مهدی ابریشم چی علیرغم داشتن یک فرزند را این چنین توجیه کرد، وی ادامه زندگی خانوادگی گذشته را در تضاد با ادامه مبارزه می دید که تمامی انرژی و توان او را می طلبید!
رجوی تلاش کرد در جریان این روند که باعث مسئله دار شدن بسیاری از اعضا شده بود از خود یک چهره پاک و بی تقصیر که گویا چنین ازدواجی به زور به وی تحمیل شده در اذهان نیروها بسازد.
در سال 68 یعنی چهار سال بعد از مرحله اول انقلاب ایدئولوژیکی درونی مرحله دوم در دستور کار قرار گرفت با این تفاوت که شروع این مرحله نه با یک ازدواج و طلاق بلکه طلاق اعضا از همسرانشان شروع شد. این حرکت یک تناقض بزرگی را در تشکیلات به وجود آورد.
ازدواج در راس و طلاق و جدایی در بدنه تشکیلاتی؟!
در این مرحله تمامی اعضا حلقه ها را از دست خارج کرده و بصورت رسمی از یکدیگر جداشدند! برخلاف آنچه رجوی هدف از این طلاق و جدایی ها را از بین بردن فاصله طبقاتی و نفی ستم جنسی مضاعف زنان تبلیغ می کرد ولی واقعیت این بود که این تحول صرفا برای سرپوش گذاشتن بر شکست های نظامی، سرپوش گذاشتن بر بحران های سیاسی و برون رفت از بن بستی بود که رجوی بعد از شکست ماجراجویی موسوم به فروغ جاویدان و بن بست ادامه حضورش در خاک عراق با توجه به روند صلح بین ایران و رژیم صدام در آن گرفتار شده بود. با پذیرش آتش بس از طرف دولت صدام دیگر عملا مسیر عملیات های نظامی بسته شد و چگونگی مشغول کردن نیروها در مناسبات که به دلیل زمین گیرشدن و متوقف شدن عملیات ها به صورت معضلی برای رجوی درآمده بود بساط خیمه شب بازی انقلاب ایدئولوژیک را طلب می کرد تا چند صباح دیگر اعضا را دست به سرنماید.
ادامه دارد
علی اکرامی